مسخ و درباره مسخ نیلوفر
فرانتس کافکا-ولادمیر ناباکوف
فرزانه طاهری
نیلوفر نشر
دسته بندی: داستان جهان
220,000
تومان
افزودن به لیست علاقه مندیها
| کد آیتم: |
13158 |
| بارکد: |
9789644480454 |
| زبان: |
فارسی |
| نوبت چاپ: |
15 |
| تاریخ چاپ: |
1403 |
| تعداد صفحات: |
144 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
برچسبها
در این داستان گرهگوار، بازاریاب جوانی است که به حشره عظیمی مبدل میشود. مسخ شدن قهرمان داستان به یک حشره را میتوان نماد زندگی پوچ و بیمعنا و مفهوم انسان امروز دانست که از زندگی خشک و بیروح مادی و ماشینزده امروزی به تنگ آمده و از خود بیگانه و مسخ میشود. با این جملهها وارد جهان داستان مسخ میشویم: «یک روز صبح، همین که گرهگوار سامسا از خواب آشفتهای پرید، در رختخواب خود به حشرهی تمام عیار عجیبی مبدل شده بود. به پشت خوابیده و تنش مانند زره سخت شده بود. سرش را که بلند کرد ملتفت شد که شکم قهوهای گنبد مانند دارد که رویش را رگههایی به شکل کمان تقسیمبندی کرده است. لحاف که به زحمت بالای شکمش بند شده بود، نزدیک بود به کلی بیفتد و پاهای او که به طرز رقتآوری برای تنهاش نازک مینمود جلوی چشمش پیچ و تاب میخورد. گرهگوار فکر کرد: چه بر سرم آمده؟ معهذا در عالم خواب نبود. اطاقش درست یک اطاق مردانه بود گرچه کمی کوچک، ولی کاملا متین و بین چهار دیوار معمولیش استوار بود. روی میز کلکسیون نمونههای پارچه گسترده بود – گرهگوار شاگرد تاجر بود که مسافرت میکرد – گراووری که اخیرا از مجلهای چیده و قاب طلایی کرده بود به خوبی دیده میشد.»
بدون نظر
1
2
3
4
5
0
0 رتبه بندی ها
0 از 5